جنگل،زیباترین جلوه طبیعت (حفظ و نگهداری آن وظیفه همگانی است)
بیا تا گل برافشانیم و........ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :علی امیدی
مطالب اخیر
نویسندگان
بعد از سیل های فروردین98 در کشور عزیزمان، باید هم درس بگیریم و برای جلوگیری از سیل های دهه های آینده، از الان به فکر آبخیزداری باشیم. میدانیم که پهنه های آبخیزها از دیرباز در اثر چرای دام، دامداری گله رانی، تغییر کاربریهای طبیعت از زراعت دیم های غیرمجاز گرفته تا ساخت و سازهای غیرمجاز و توسعه ناپایدار شهرها و روستاها و عدم رعات حریم رودخانه های و دره ها دچار معضل تخریب منابع طبیعی هستند. در نتیجه پوشش گیاهی فوق العاده ضعیف و کم تراکم شده و خاکشویی و رواناب و سیل زیاد شده اند.
چه باید کنیم؟
باید جهش عظیم در آبخیزداری ایجاد نماییم. تثبیت بیولوژیکی و احداث سی بندها و رسوبگیرها از بالادست حوزه های آبخیز تا پایین دست آنها.
تثبیت بیولوژیکی در بخش آبخیزداری نیازمند دگرگونی است. چون در عرصه های منابع طبیعی هر آنچه از گونه های موجود استقرار دارند. باید تقویت شوند. یعنی با کاشت عناصر گیاهی، پوشش را افزایش دهیم. در حالیکه عملا با بذور گیاهان علفی نظیر اسپرس و یونجه پروژه های تثبیت بیولوژیک با کمیت و کیفیت پایین اجرا می شوند. در حالیکه عناصر اصلی یعنی درختچه ها، بوته ها و گیاهان خشبی که نقش اصلی در تثبیت بیولوژیکی دارند به فراموشی سپرده می شوند.
در بررسی حوزه عمارلو مهمترین گونه های برای تثبیت بیولوژیکی مشخص شدند که عبارتند از :
بادام کوهی، تنگرس، پرند، گون ها، زالزالک، ارس، گیاهان مرتعی علفی
مهمترین اقدام برای شروع کشت این نوع گونه ها، ایجاد نهالستان آبخیزداری در تمام استانها است تا در هر استانی با شرایط اکولوژیکی آن منطقه، نهالهای مناسب آبخیزداری تولید شود. ما در استان گیلان قصد ایجاد نهالستان را داریم. به امید موفقیت




نوع مطلب :
برچسب ها : آبخیزداری، سیل، تثبیت بیولوژیکی، نهالستان،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 فروردین 1398

در حال حاضر مدیریت منابع طبیعی با چالش های  زیادی مواجه است که اهم آنها عبارتند از:

1-ازدیاد عوامل تخریب کننده جنگلها و مراتع خصوصا سوء استفاده از قوانین و مقررات برون سازمانی در دو دهه اخیر

2-افزایش ضریب نفوذ سکونت مردم در عرصه های منابع طبیعی با ارائه خدمات عمومی جاده،برق،آب،گاز و...

3-بهره برداری سنتی از منابع طبیعی بویژه دامداری سنتی

4-کاهش کمی و کیفی تراکم و ترکیب گونه های جنگلی و مرتعی

5-افزایش کمی و کیفی مناطق بحرانی در عرصه های منابع طبیعی داخل کشور و کشورهای همجوار

6-محدودیت شدید اعتبارات مورد نیاز و زمین گیر شدن طرح های مختلف مدیریت منابع طبیعی(با رویکرد جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری)

7-کاهش توانمندی مجریان و مقاطعه کاران و عاملین پروژه های مختلف مدیریت منابع طبیعی

8-عدم هماهنگی و مطابقت اطلاعات آکادمیک با امور اجرایی و ناکارا بودن نتایج تحقیقاتی در امور بنیادین و محوری مدیریت منابع طبیعی

و.......

با نگاهی گذرا به وضعیت دانشگاه های مرتبط با رشته های تخصصی جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری در می یابیم که فاصله ای معنی دار بین دانشگاه و اجرا وجود دارد. نه دستگاه اجرایی علاقمند به ارتباط مداوم و هدفمند با مراکز دانشگاهی است و نه دانشگاه چنین ضرورتی را حس می نماید!. بعضی از دانشگده های منابع طبیعی کشور،حتی فاقد جنگل یا مرتع آموزشی بوده و بطور موقت نیز از محیط های طبیعی در دروس عملی بهره نمی گیرند!.رشته جنگلداری آنقدر تئوری و تکراری و محدود به اطلاعات قدیمی و روزنامه ای شده که از همه گرایش های دبیرستانی حتی علوم انسانی ، افراد امکان ادامه تحصیل در این رشته را پیدا نموده و صرفا با گذراندن چند واحد پیش موفق به فارغ التحصیلی در تخصص علمی و عملی! جنگلداری می شوند.

وضعیت مراکز تحقیقات منابع طبیعی نیز مشابه بوده و با توجه به محدودیت اعتبارات، شاید وضعیت بغرنج تری را دارا است.خصوصا که ارتباط این نهادها با بخش اجرایی ،علیرغم موجودیت در یک وزارتخانه، مشابه ارتباط دانشگاه با اجرا است!.

در سالهای اخیر شاهد تحولات گسترده در نحوه بهره برداری از جنگل های شمال هستیم. بهره برداری از چوب جنگلهای شمال با تصویب طرح پایش و بهینه سازی حفاظت از سال 92 ، وارد فاز جدیدی شده است. امروز مسئولین ارشد سازمان جنگلها متمایل به حذف واژه "بهره برداری" هستند. شاید آنهایی که دور از بخش های اجرایی هستند ممکن است نسبت به این وضع انتقاد داشته باشند ولی واقعیت این است که تمایل فوق الذکر در نتیجه فشار افکار جمعی وعمومی جامعه، رهبری معظم نظام و بخش های دولتی(قوه های مجریه،مقننه و قضائیه) در خصوص تخریب منابع طبیعی کشور حاصل شده است. البته نظارت و نقدههای سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز بی تاثیر نبوده است.

بنابراین جا دارد که در سه بخش اجرا،تحقیقات و دانشگاه(مرتبط با جنگلداری،مرتعداری و آبخیزداری) بقول سهراب سپهری چشم ها را دوباره بشوییم و جور دیگر نگاه کنیم. تجدیدنظر در تئوری های وام گرفته از خارج کشور،تئوری پردازی برای ایده های جدید میتواند سرآغاز خوبی برای جنگلداری نوین در کشور خصوصا در شمال باشد.

باید بپذیریم که جنگلهای شمال برای بهره برداری های سنگین و متوسط مناسب نیست و تا الان با هر توجیهی برداشت کرده ایم راه به خطا رفته  و باید برگردیم. اما بهره برداری در حوزه های آبخیز عملا حذف نمی شود بلکه بهره برداری بعنوان ابزار اصلاح و بازسازی جنگل محسوب شده و فقط در حد آن برداشت می شود.با توجه به اینکه بهره برداری سبک با بهره برداری صنعتی و مکانیزه سازگار نیست بنابراین نباید به دنبال ایجاد مجریان بزرگ باشیم(گرچه تاکنون نیز در زمینه ایجاد شرکت های توانمند مجری طرح های جنگلداری که واجد تمامی توانمندیهای احیاء ،حفاظت و بهره برداری و جاده سازی و .. باشند ناموفق بوده ایم!)  ، ازاینرو بدلیل وجود جوامع بومی محلبی در محیط های جنگلی باید کار بهره برداری سبک را به آنها واگذار کنیم(با طراحی طرح های مناسب).

بنابراین حذف کلمه بهره برداری  را باید به فال نیک گرفته و بر همه دلسوزان منابع طبیعی کشور فرض است تا ایده های جدید و عملی را در جهت ارتقاء مدیریت منابع طبیعی ارائه نمایند. مطمئنا اثربخش ترین ایده ها در بستر مشارکت مردم برای نگهداری از جنگل و مرتع امکان پذیر خواهد بود.

در آینده به تعدادی از ایده های جنگلکاری و جنگلداری و حفاظت می پردازم.





نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : بهره برداری، دانشگاه، منابع طبیعی، جنگل، مرتع، مدیریت، آبخیزداری،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 تیر 1394
هر زمان که به شهرستان لنگرود سفر می کنم و چشمم به دامنه های کوهستانی لیلاکوه می افتد، یک نقطه بیشتر از سایر نقاط ،نظرم را بخود جلب می کند. در این نقطه دامنه ای شیبدار از کوه سرسبز را تراش داده و خاکبرداری کرده اند که مثلا ویلایی مستقر نمایند.صحنه دردناکی است که دل هر دوستدار محیط زیست را به درد می آورد.با خود می گویم صاحب این قطعه زمین می خواهد به چه برسد که حاضر شده لکه ای ننگ ، در چشم انداز کوهستانی مشرف به شهر لنگرود بوجود آورد تا مثلا به لذت زودگذر تفریح خود برسد و چقدر بدسلیقه بوده که زیبایی در روی کوه و طبیعت را معادل تخریب آن تشخیص داده است و...
نمی دانم خودخواهی بعضی از ماها چقدر بی انتهاست که حاضریم حق عموم مردم را در زیبا دیدن طبیعت ،نادیده بگیریم. مطمئنا احساسی که ذکر شد حاصل مشاهده هر بیننده و مسافر عبوری است که آن صحنه مشمئز کننده را می بیند.
جالب اینجاست که تاکنون اعتراض رسمی نسبت به عملکرد خاکبرداری لیلاکوه نشده است.
اما نظر بنده بعنوان کارشناس منابع طبیعی، این است که از منظر آبخیزداری،تمام قسمتهای حوضه آبخیز،که  دارای بحران رانش،خاکشویی،فرسایش و سیل خیزی هستند ،نیاز دارند تا مدیریت آبخیزداری در جهت جلوگیری از خسارات بیشتر،فعالیت های تثبیت زمین را تجویز نموده و مورد پیگیری قرار دهد. لذا نقطه فوق الذکر نیز  از منظر آبخیزداری،نیازمند رسیدگی فوری است. البته مدیریت آبخیزداری در چنین عرصه هایی که مربوط به اراضی متعلق به مردم هست به جهت پیشگیری از آثار بعدی یعنی رانش و لغزش و فرسایش و سیل خیزی و بهم خوردن چشم انداز طبیعی حوضه آبخیز می بایست از هرگونه فعالیت خاکبرداری جلوگیری نماید
همچنین لازم است با تخریب کنندگان چنین عرصه هایی، برخورد  قانونی انجام شود و حداقل تنبیه این افراد این است که خسارات وارده محاسبه شده و توسط خاطی برای تثبیت بیولوژیک و مکانیکی منطقه هزینه گردد.
تصویر
 




نوع مطلب : یادداشت ها و تحلیل های شخصی، 
برچسب ها : لیلاکوه، لنگرود، خاکبرداری، تخریب طبیعت، آبخیزداری، اقدام قانونی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی